* تازگیها چه ساده خراب می شوم ... چه ساده از هم می پاشم ... چه ساده و چه زود... !!!
تنهایی ، درد بزرگی است
* چراغ ها را خاموش کن لعنتی .. . شاید بعضی چشمها ، حوالی شانه های تو ، میهمانی از جنس بغض را به انتظار نشسته باشند
نیستی ....
آنقدر نیستی که انگار هیییییییییچوقت نبوده ای ....
من حالا نیاز دارم که باشی ... که صدام کنی ... که دستهام را بگیری ...
اما تو ... نیستی ...
آنقدر نیستی که انگار هیییییییییییچوقت هم نبوده ای ....
...
هاااااااااااااه ...
می دانم ...
دل نازک شده ام ...
به تلنگری می شکنم ...
می خواهم به همان حصار سرد و بی روح خودم برگردم ...
مثل مسافر الوند پلاک ۵۷... تنهاااااااااااای تنها ...
انتظار زیادیست خواستنت توی این لحظه های سیاه .. ؟
بودنت به اندازه یک کلمهء چند حرفی .. ... ؟
نمی دانم ... شاید هم هست ...
کسی چه می داند ...
نمی دانم .. من هییییچ چیز نمی دام ...
فقط می دانم که دلممی خواست باشی ...
به اندازهء یک کلمه فقط ...
از پشت تمام این فاصله های دور حتی .... و نیستی ...
آنقدر نیستی که انگار هیییییییییییچوقت هم نبوده ای ....
آنقدر نیستی که انگار هیییییییییییچوقت هم نبوده ای ....
آنقدر نیستی که انگار هیییییییییییچوقت هم نبوده ای ....
آنقدر نیستی که انگار هیییییییییییچوقت هم نبوده ای ....
لعنتی ... دلم شکست ....
کسی نیست ...
یادت هست.. هیچ کس وقت ندارد ببینت تو چه مرگت شده ... ... ... ... هاااااااااااااه !
از همه تان دلم گرفته ...
از تو ... که مرا گذاشتی و رفتی آن سر دنیاااااااااااااا ... از تو ...که بی خبر گذاشتی رفتی ... و حالابرای من خط و نشان برف نیامده و زمستان سرد کشیده ای ...
و از تو که .....
بی خیااااااااال ......
تماممی شود این روزهای طووووووووووووولانی ....
تمام
می شود
این
روزهای
طولانی
...
اما .. تو باور نکن ...................
***
***
***
***
از درد به خودم می پیچم...
اشک هام دیگر نمی ریزند...
می روم تمام خودم را بالا بیاورم...
* درد گاهی وقت ها چقدر لذت دارد...؟!؟
* انگار عادت شده!!!
تمام شد...
یادم می آید آن همه ادعای دوستی را...
دلم می سوزد...
چه خیال هایی داشتم...
* دیگر نگران هیچ کس نیستم!
...و من حشیش میکشم...آری ...و در تمام مدت به یادت بودم...به یاد تو که حشیش میکشیدی...و سنگ میشوم همیشه...و تو نیستی برای همیشه....
و من خواهم مرد...
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 10:49 توسط هیلدا
|